به نظرم كارگران و يا فيلم نامه نويس مجموعه تلويزيوني كيميا، نسبت به نقش آرش سياه نمايي و ظلم كرده است! واقعاً گناه آرش چيست كه عاشق دلباخته كيمياست؟ و يا ناچار است در مواقعي به حرف پدرش گوش كند؟ يا به خاطر هيچ و پوچ! يك سال زندان برود؟ و يا تنها خواسته اش كه ديدن دخترخوانده اش است از طرف سركار عليه كيميا خانم سخت گيري هاي بي مورد شود. تنها گناهي كه به آرش وارد است پنهان نمودن واقعيت هاي گذشته زندگي اوست كه با آن هم با سرسختي هاي بي جا و بي مورد كيميا برابري مي كند. ضمن اين كه در فيلم كيميا خانم ها، زيادي قهرمان نشان داده مي شوند؛ از كيميا و مادرش و زن داييش گرفته تا خانم همسايه در رفته! راستي پيمان چرا با دختر خاله اش كه تو خونه شون بود ازدواج نكرد و يا چرا در طول دو سه سال زندگي كيميا،ازدواج نكرد؟ و يا كيميا و آرش در طول زندگي مشترك چرا بجه دار نشدند و يا ...... به نظرم فيلم ساز، زيادي مصنوعي كار كرده است.
+ نوشته شده در ۱۳۹۴/۱۰/۲۴ساعت 14:44  توسط رضا آریا |
