خرید بک لینک

بر اساس آیه ی شریفه ی (وَ مَا اَرْسَلنا مِنْ رَسُولٍ اِلا لِیُطاعَ بِاِذْنِ اللهِ) (1)؛( وما هیچ پیامبری را نفرستادیم مگر به این منظور که به امر خدا فرمانش برند)،مسأله 1،مسأله اساسی همه پیامبران الهی بوده و از ضروریات و لوازم زندگی بشر محسوب می شود.

با کمی دقت در اهداف اصلی پیامبران الهی روشن می شود که رسیدن به اهداف بزرگی چون رهانیدن آدمی از سلطه و اسارت بیگانگان و در نتیجه اعطای حریت و آزادی به وی،تعلیم و تربیت فراگیر بشر احیای ارزش های انسانی،اقامه ی قسط و عدل و مردم گرایی،و اکمال و رساندن آدمیان به تعالی و رشد الهی و رستگاری،همه و همه مستلزم برپایی تشکیل حکومت است،و اجرای این برنامه ها و اصول به این آرمان ها بدون ابزار حکومت امکان پذیر نیست و در واقع،حکومت و نظام و سیاست،وسیله و اجرای اهداف پیامبران است.از این جهت می بینیم که هر کدام از آن بزرگواران نظیر داوود و سلیمان و نبی اکرم (صلوات الله علیهم) که موفق به تشکیل حکومت شدند،تا چه اندازه در تعقیب و وصول به اهداف الهی خود موفق بوده اند؛و هر کدام که چنین ابزاری را به دست نیاوردند،تا چه اندازه راه حرکت آنها ناهموار،و در رسیدن به اهداف خود تا چه قدر در تنگنا بوده اند. و بی جهت نیست که طواغیت و دشمنان ادیان در همیشه ی تاریخ،بر سر راه ایجاد حکومت های صالحان،مانع،ایجاد می کردند،و همواره به دنبال براندازی حاکمیت صالحان بر زمین بوده اند.

کوتاه سخن این که،هیچ یک از اهداف مقدس پیامبران الهی- جز در مقیاسی محدود- بدون تشکیل حکومت دینی تحقق نمی یابد؛ به همین دلیل پیامبر اکرم (صلي الله عليه وآله وسلم) تا تشکیل حکومت نداد به اهداف والای خود نرسید.

امامان (عليه السلام) و تشکیل حکومت اسلامی

پیداست که مسأله امامت،از مسأله حکومت و خلافت جدا نیست،بلکه از یک نظر،روح امامت و ولایت همان حاکمیت بر نفوس و ابدان،و هدایت آنها به صراط مستقیم و حرکت به سوی کمال و سعادت است.لذا مهمترین ویژگی و خصیصه ای که برای حضرت مهدی (عليه السلام) و ظهور حضرتش می شماریم،اقامه ی حکومت واحد عدل جهانی است؛یعنی همان حکومتی که پیامبر اکرم (صلي الله عليه وآله وسلم) و همه ی امامان معصوم (عليه السلام) برای آن کوشیدند،هرچند شرایط خاص زمان و مکان اجازه ی وصول به آن را نداد.

مردم کوفه از امام حسین (عليه السلام) برای تشکیل حکومت حق و مبارزه با غاصبان حکومت دعوت کردند،و اگر آن حضرت با پیمان شکنی و سستی و بی وفایی آنها روبرو نمی شد،پرچم حکومت عدل اسلامی به دست با کفایت آن حضرت به اهتزاز در می آمد

لزوم و ضرورت تشکیل حکومت اسلامی در عصر غیبت :
1.دلیل اجتماعی- تاریخی:

 حکومت امری است اجتماعی که نیاز جامعه به امنیت و حفظ حقوق افراد و رواج عدالت گستری،آن را واجب کرده است.و جامعه اسلامی از سایر جوامع بشری که لازمه ی آن برقراری نظم و قانون گذاری برای حفظ امنیت و حقوق و اشاعه ی عدل در میان افراد جامعه است جدا نیست و مثل جوامع دیگر نیاز به برقراری حکومتی دارد که قوانین را اجرا کند تا هدف از تنظیم قوانین تحقق یابد.

اگر جامعه ی اسلامی با بقیه ی جوامع از نظر نیازمندی به این امور،اختلاف می داشت،پیامبر اکرم (صلي الله عليه وآله وسلم) و امامان برای بیان این امر سزاوارتر بودند،و چون آن بزرگواران چنین نکرده ونفرموده اند،بنابراین جامعه ی اسلامی هم در این که باید حکومتی داشته باشد،مانند سایر جوامع بشری است.به همین دلیل، تشکیل حکومت اسلامی در زمان غیبت ضرورت پیدا می کند؛زیرا در این زمان،جامعه اسلامی مانند تمامی جوامع دیگر نیازمند قانون و تشکیل حکومت است تا بتواند در استحکام آن بکوشد و هدف از تشریع قانون را تحقق بخشد،و از این جهت بار دیگر جوامع بشری تفاوتی ندارد،و بدیهی است که جامعه ی اسلامی،حکومت اسلامی می طلبد،نه حکومت دیگری.

2.دلیل اعتقادی:

 اعتقاد به دین اسلام،مسلمان را به این باور می رساند که قیام برای پیاده کردن احکام اسلام در دوران زندگانی اش بر او واجب است،و نظام اسلام همان طور که از جستجو در احکام و قوانین آن حاصل می شود- و حق هم همین است- نظامی کامل و در بردارنده ی تمام قوانینی می باشد که شرایط گوناگون زندگی،اعم از زمینه های فردی،اجتماعی،اقتصادی،سیاسی و ... آن را اقتضا می کند.

و پیداست که برخی این مقررات،مانند قوانین اجتماعی،اقتصادی، و سیاسی،جز از طریق قوه ی حاکمه به طور کامل اجرا نمی- شود،بنابراین تشکیل یک دولت اسلامی و حکومت آن در دوران غیبت امری لازم وضروری است.چنان که در آیه ای که اول بحث آوردیم به این مطلب اشاره شد.
3.دلیل عقلی:

 وقتی که (ابودراء) و (ابوهریره) نامه ی معاویه را برای علی (عليه السلام) آوردند که در آن تقاضا شده بود قاتلان عثمان را به آنها بسپارد تا مجازات کند،امام (عليه السلام) فرمود:

(عثمان بن عفان از دو حال خارج نیست:یا پیشوای هدایت بود که ریختن خون او حرام و کمک او واجب و سرپیچی از فرمان او گناه بود.و امت حق خوار کردن او را ندارند بالاخره از این دوحالت خارج نیست).

آن چه در حکم خدا و حکم اسلام و مسلمین واجب است بعد از آن که امامشان از دنیا رفت یا کشته شد- چه گمراه باشد و چه هدایت شده،چه مظلوم باشد و چه ظالم،چه ریختن خونش حلال باشد و چه حرام- این است که هیچ عملی انجام ندهند،کار جدیدی بپا نکنند و دست از پا خطا ننمایند و کاری را شروع نکنند قبل از آن که برای خود امامی عفیف و عالم و با تقوا و عارف به قضاوت و سنت برگزینند تا امور آنها را جمع نماید و در بین آنان حکم کند و برای مظلوم از ظالم حقش را بگیرد و مرزهای آنان را حفظ نماید و غنایم و حقوق مالی آنان را جمع آوری نماید و حج و نماز جمعه ی آنان را بپا دارد و صدقات آنان را جمع نماید.سپس درباره ی امامشان که به ظلم کشته شده نزد او برای حکم بروند و قاتلین او را برای محاکمه نزد او ببرند تا بین آنان به حق حکم نماید: اگر پیشوایشان مظلوم کشته شده به نفع صاحبان خود رأی دهد،و اگر ظالم کشته شده نظر دهد که حکم آن چیست)

(بنابراین قوای معاویه قبل از پرداختن به مسأله قتل عثمان باید اصل حکومت اسلامی را بپذیری و به کسی که همه ی مردم با او بیعت کرده اند بیعت کنی و لحظه ای با توسل به این بهانه ها تأخیر نیندازی).

این روایت کاملاً بیانگر لزوم حکومت اسلامی است،و از آن جایی که جامعه اسلامی همیشه نیازمند حکومت اسلامی است تا مواردی که حضرت امیر (عليه السلام) بیان داشتند را نظام بخشد،بنابراین در زمان غیبت امام معصوم (عليه السلام) نیز تشکیل یک حکومت اسلامی لازم و ضروری است.

در روایات اسلامی که شیعه و سنی نقل کرده اند،آمده است که پیش از ظهور مهدی (عليه السلام) مردمی قیام می کنند،و مقدمات حکومت مهدی (عليه السلام) را فراهم می سازند.از جمله آنها روایتی است که گنجی شافعی از رسول خدا (صلي الله عليه وآله وسلم) نقل می کند که فرمود:

(یَخْرُجُ اُناسٌ مِنَ الْمَشرِقِ،فَیُوَطِّئُونَ لِلْمَهدی سُلْطانَه)؛مردمی از شرق قیام می کنند و زمینه ی حکومت مهدی (عليه السلام) را فراهم می سازند.

برچسب: نویسنده: مریم عباسی تاريخ: سه شنبه 24 بهمن 1396 ساعت: 13:33

صفحه بندی